تبليغاتX
برای ایران
اتاقی از آن خود

بی ستاره

ذهن الکن مهتاب به حضور بی رقیبش غره شده است . نمی داند که عاشق ها یاغی شده اند .

!! نوشته شده توسط ارمیا | 0:5 | یکشنبه سی ام تیر 1387 •

فرشته و شیطان خود بودن

اگه قرارباشه نوعی خدا وجود داشته باشه اون تو وجود من و تو نیست توی فاصله بین من و تو است که هرچی بهم نزدیکتر می شیم بزرگتر و بهتر احساسش می کنیم .  

!! نوشته شده توسط ارمیا | 1:6 | سه شنبه یازدهم تیر 1387 •

برای شراره جمشید شاعر دیوانه شعر های بی شاعر

سلام

سلام ای نهلیست پوچ گرای کمونیست  

من در برابر انسانیت سر افکنده ام که میبینم

هنوز هم مسیح ها مصلوب می شوند .

 

سلام

سلام ای وطن فروش عقده ای

من در برابر تاریخ سرافکنده ام که می بینم

هنوزهم برای چرخاندن زمین به دور خورشید بخشنامه صادر می کنند .

 

سلام

سلام  ای  نوکیسه قرون وسطایی

من در برابر فرهنگ سر افکنده ام

که می بینم هنوز هم آدمها طول عمر تمدنشان را برای هم متر می کنند .

 

سلام

سلام ای لا مذهب سیاس

من در برابر حقیقت سرافکنده ام که می بینم

که هنوز هم مریم را بدکاره می خوانند .

 

من در برابر خا خام ها ، در برابر هیتلر

در برابر حافظ ، کافکا و ویرژیل

من در برابربربریت 

در برابرتمدن

سر افکنده ام .

من در برابر شما ، " شاعر دیوانه شعر های بی شاعر "

سرافکنده ام .

من در برابرخدا هم سرافکنده ام .

 

بگذار بی توجه به پرستش های تعریف شده چهارچوب دار

بی اعتنا به تقدس های مبلغان هزارچهره هزار رنگ  

رقص رو حمان را به صدای سازخدا بسپاریم .

من هم یقین دارم نوری هست و همین کافیست .

 

!! نوشته شده توسط ارمیا | 1:41 | جمعه هفتم تیر 1387 •

درد با دردی

عمیقترین پکهایم به سیگار را بیاد بوسه هایمان می زنم . این تفاوت امروز و دیروز من است . ببین با من چه کرده ای !

!! نوشته شده توسط ارمیا | 11:25 | پنجشنبه ششم تیر 1387 •

زبان انشا

من به هزار اشاره " دوستت دارم " را برایت هجی می کنم و تو بسان معلم کم حوصله ای که اوراق دانش آموز بدخطش را کنار می گذارد از آنها کلمات دیگری را می خوانی.

!! نوشته شده توسط ارمیا | 0:22 | چهارشنبه پنجم تیر 1387 •